
سلام به زندگیسلام به صبح قشنگ هفدهم شهریور 95سلاااامدیشب علی جونم خیلی کم حرف بود و همش تو فکر بود منم هرچی میخاستم به کار بکشمش تا از این حالت کسلی دربیاد نشد تا اونقد باش حرف زدم و انرژی مثبت و.. تا پیشنهاد داد بریم شام بیرون.رفتیم پارک زیتون خیلی قشنگهxa0xa0 اما فست فود اونجا رو بسته بودن.شانس من. دوست داشتم از سمباد شام بخورم نشد دیگه رفتیم پارک کلی تخمه و پفک خوردیم دیدم علی جونم روحیش بهتر شدو برام خاطره میگفت یهوووووووو رو نیمکت بودیم وسط پارک خیلیم شلوغ بود.یهوو برق کل پارک قطع شد خخخخخخ...
ادامه مطلب