به خاطر همه ی اذیتهایی که شوهلیمو کردم به خاطر اون شب یه گل قشنگ بهش کادو دادم سوپرایزش کردم
الهیی قربون شوهرم برم. صبح باهم پاشدیم نمازمونو خوندیم صبحونه ام براش لقمه گرفتم گذاشتم دهنش.
اما خودم خابم برد بعدش صبحونه نخورده بدو بدو اومدم سرکار.اما به موقع رسیدم تقریبا.
این هفته شیفت صبحم. خووبه دیگه همش با شوهلیم
زندگی عاشقانه ما...
ما را در سایت زندگی عاشقانه ما دنبال میکنید
برچسب: زندگییی,زندگیییی, نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 7:06