آرووم آرووم میگم
من از سر کار درومدم. حقوقش کم بود و اذیت میشدم الکی.
بعد چند وقت از رفتن مامان. ماهم مرخصی گرفتیم و چندروزی رفتیم تهران و خوش گذرونی و خونه داداشم و ی لباس نینی برای نینیشون که هنوز به دنیا نیومده بردیم.
وای داداشم تا صبح بوش میکرد لباسو
بعدشم مستقیییم رفتیم خرم آباد. آهااان یادم رفت بگم مایکروفر و بخاری گرفتیم من علی جونمم و البتاه لباس شیک برای جفتمون و لباس مشکی برای محرم.
رفتیم خرم آبادو اونجا بودیم ده روز و محرمی بود تو هیئت و عزاداری بودیم تقریبا وقتمونو.
و بعد برگشتیم خونمون.
الااانیه هفتیه که ی کار جدید پیدا کردم. خیلی نزدیک خونست و گاهی پیاده میام گاهیم که تنبلیم میشه ماشینو میارم مث الان
آجیمم دیروز نینیش به دنیا اومد. خوش اومدی
ندیده دوسش دااارم
چندروزه دیگم باید بریم تهران برای کار شوهلییم
زندگی عاشقانه ما...
ما را در سایت زندگی عاشقانه ما دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133