
دیروز عصر داشتم اتاقو تمیزم میکردم مثلا داشتم خونه تکونی میکردم یهو تو کشو مخفی دراورم جعبه ی عشقمونو دیدم میدونستم چیا توشه خودم همه رو گذاشته بودم کاغذ کادوهایی که به هر مناسبتی بهم میدادیم و میدیم و تک تک نوشته هایی که واسه هم میزاریم و وسایلی که دوراه عقد باشون خاطره داریم امااااااا اصلا فک نمی کردم اینهمه یادداشت عاشقانه توش باشه. خودم ذوق کردم ازاینهمه یادداشت و اینجوری شد که وسط خونه تکون...
ادامه مطلب
دیروز عصر داشتم اتاقو تمیزم میکردم مثلا داشتم خونه تکونی میکردم یهو تو کشو مخفی دراورم جعبه ی عشقمونو دیدم میدونستم چیا توشه خودم همه رو گذاشته بودم کاغذ کادوهایی که به هر مناسبتی بهم میدادیم و میدیم و تک تک نوشته هایی که واسه هم میزاریم و وسایلی که دوراه عقد باشون خاطره داریم امااااااا اصلا فک نم...
ادامه مطلب
نمیدوونم از کجا شروع کنم به نوشتن . آخه خیلی وقته نبودم آرووم آرووم میگممن از سر کار درومدم. حقوقش کم بود و اذیت میشدم الکی. بعد چند وقت از رفتن مامان. ماهم مرخصی گرفتیم و چندروزی رفتیم تهران و خوش گذرونی و خونه داداشم و ی لباس نینی برای نینیشون که هنوز به دنیا نیومده بردیم. وای داداشم تا صبح بوش میکرد لباسو بعدشم مستقیییم رفتیم خرم آباد. آهااان یادم رفت بگم مایکروفر و بخاری گرفتیم من علی جونمم و البتاه لباس شیک برای جفتمون و لباس مشکی برای محرم. رفتیم خرم آبادو اونجا بودیم ده روز و محرمی بود تو هیئت و عزاداری بودیم تقریبا وقتمونو. و بعد برگشتیم خونمون....
ادامه مطلب